مسافرت یک روزه دنیا کوچولوی ما
گل قشنگم 5شنبه مامی به ما زنگ زد و قرار شد جمعه ساعت 6 صبح بریم قمصر کاشان برای گلاب گیری و اینکه همه دور هم جمع بشیم و شما کوچولوهای ناز هم هوایی تازه کنید بابایی شب قبلش همه وسایل های سفر رو اماده کرد صبح رفتیم خونه مامی چون همه اونجا بودن و قرار بود از اونجا حرکت کنیم ساعت 6:15 حرکت کردیم وسطای راه از خواب بیدار شدی یه جور اطراف نگاه می کردی که من کجام موقع خواب جای دیگه بودم پس چی شد ایا؟؟؟؟
ساعت هشت وایستادیم دور هم صبحانه خوردیم و یکم عکس انداختیم هوا هم عالی بود البته برای شما یکم سرد بود که برات لباسهای گرم پوشوندم .
تقریبا ساعت 11 رسیدیم ماشین هارو پارک کردیم تا اول بریم حمام فین کاشان رو ببینیم باباجون و مامی برای همگی بلیط خریدن تا بریم داخل هوا گرم شده بود لباسهاتو عوض کردم افتاب اذیت می کرد ولی جای قشنگی بود سر سبز و خوشگل باباجون و مامی برامون بستنی و فالوده خریدن تو گرما خیلی چسبید بعد چون شما کوچولوها از گرما کلافه شده بودین به دیدن محوطه باغ اکتفا کردیم و اومدیم بیرون .به سمت قمصر حرکت کردیم.
ساعت 1:30 شایدهم 2 بود رسیدیم اول اماده شدیم تا نهار خوشمزه ایی که فتانه جون برامون درست کرده بود رو بخوریم
که هوا بارونی شد و نم نم بارون میومد شما گلم هم چون دل درد داشتی کلی گریه کردی بمیرم نفسم خیلی نارحت شدم .
بعد نهار به سمت داخل قمصر رفتیم هوا حرف نداشت منظره عالی بود همه جا سرسبز و قشنگ نم بارون هم همه جارو قشنگتر کرده بود رفتیم گلابگیری
روتماشا کردیم یکم عرقیجات خریدیم و ادرس روستایی که گل محمدی تازه داشت رو گرفتیم حرکت که کردیم بارون شدیدی می بارید مامی و بقیه جلوتر رفتن باباجون تو ماشین ما بود و رانندگی می کرد چون بابایی خیلی خسته شده بود ونمی خواستیم این طوری بشه
باباجون هم مصر بود که حتما بریم اونجا رسیدیم روستا واقعا خوشگل بود زیر بارون تو حیاط سر سبز اون خانم و اقای روستایی بوی گلهای محمدی عالمی داشت خوب شد اومدیم سر راه یکم خرید کردیم و رسیدیم خونه سفر خوبی بود جوجوی من شماهم کل راه خواب بودی.
این هم عکسهای گل زندگی ما*********









مسافرت یک روزه دنیا کوچولوی ما 

