دخمل ناز خونه ما هشت ماهه شدددددد
سلام دخترم سلام عشق ناز خونه ما
هر روز که میگذره بزرگ و بزرگتر میشی و من لحظه به لحظه کنار تو زندگی رو نفس میکشم و این یعنی خود خود خوشبختی

می دونم که روزی میاد که تمامی این لحظه ها میشه قشنگترین خاطرات زندگیم
بعضی وقتا با خودم میگم کاش زودتر راه بری تا همش با هم بریم تفریح زودتر حرف بزنی تا با هم قران و شعر بخونیم
زودتر بزرگتر بشی تا با هم برای بابایی کیک بپزیم و وقتی از سرکار میاد بدویی جلوشو کیک و چایی رو بدی بهش و بگی بابایی واست کیک پختیم
بزرگ و بزرگتر بشی وقتی میخواییم مهمونی بریم همش بهم بگیم این بهت نمیاد اونو بپوش نه موهاتو بده خودم برات درست کنم و اخرش گند بزنیم تو موهای هم دیگه
شبا که خوابمون نمیاد تا دیر وقت بشینیم و با هم درد و دل کنیم بگیم و بخندیم و کلی چیزای دیگه...
ولی بعد همه اینها دلم خیلی میگیره از همین الان دلتنگ این روزات میشم
شیطنتهات بازیگوشی هات نگاه معصومت از همین الان دلتنگم میکنه
اره نازم هر روز بیشتر شیطون میشی مثلا همین حالا که متن رو تایپ کرده بودم با یه حرکت پاک کردی و من دوباره دارم مینویسم
عزیز دل من و بابایی شما دیگه یه هفته ایی میشه که کاملا خودتو میکشی و به همه جا داری سرک میکشی
بعضی وقتا هم از میز و صندلی میگیری تا بلند بشی
به طور حرفه ایی بابا هم میگی اببه هم میگی ماما رو بعضی وقتا که کارت گیره میگی
چند روز پیش که بردمت عروسی اونجا نانایی رو هم یاد گرفتی و خودتو همش عقب جلو میکنی و کلی ذوق میکنی که دارم میرقصم الهی قربونت برم نزده میرقصی
دوتا دندون نازت هم هر روز داره بلندتر میشه عشقممممممممممممم
چند روز پیش که تعطیلات عید فطر بود بابایی تا ما رو کلی بیرون برد و کاری کرد تا حسابی بهمون خوش بگذره دستش درد نکنه ساعت 2 شب بود اومدیم خونه از بس بهمون خوش گذشته بودبابایی خیلی دوست داریییییییییییییییییییم توی پارک و بیرون هرکی تو رو میدید میگفت حتما برات اسپند دود کنیم و چند نفریی هم بودن که خودشون برات صدقه می دادن دستشون درد نکنه 

راستی گلم چند روزیه ذوق کردن یاد گرفتی و با صدای بلند ذوق میکنی دیروز صبح بردمت خرید تا برات لباس بخرم توی مغازه که میریم دیگه مال من نیستی فروشنده ها میان که بغلت کنن یا ازت عکس بگیرن شما هم کلی صدای ذوق کردن در میاوردی و همه میخواستن بخورنت هر روز داری شیرین تر از عسل میشی عسلم
و خدا رو به اندازه تک تک سلولهای بدنم شاکرم که منو لایق مادری تو فرشته نازم دید ممنونم خدا جونم اول بخاطر اینکه بچه ایی سالم بهمون دادی و دوم اینکه یه دخمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل به ما دادی ممنون ممنون ممنون 



راستییییییییییییییییییییییییییییییی نانازم 2روز پیش که امتحان افسر و ایین نامه داشتم یه ضرب و بار اول قبول شدم و اقای افسر کلی ازم تعریف کرد و گفت من برای هرکسی بار اول قبولی نمی دم ولی تو خیلی عالی رانندگی میکنی و نمیشه چیزی گفت همه میگفتن برکت دختر نازته جیگر مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن 

از مامانی هم خیلی ممنونم توی این روزا با اینکه ماه رمضون بود روزه میگرفت ولی هر روز شما رو نگه میداشت روز امتحانمم که هر یک ساعت شما رو برای شیر میاورد و برمیگردوند خیلی دوست دارم مامانم اگر از شما مادری کردن رو یاد گرفته باشم مطمئنم که مادر نمونه ایی میشم چون تو نمونه ایی 

یه چیز دیگه اینکه توی غزه اتش بس شد خدایا خیلی خیلی خیلی شکر 

واینکه فردا تولد خاله یلدای ناز و گله خواهر مهربونم تولدت مباررررررررررررررررررررررررررررک


حالا نوبت عکسهای عسل منههههههههههههه






دخمل ناز خونه ما هشت ماهه شدددددد 


























