عشق مامان بابا 13 ماهگیت مبارک****
فرشته کوچولوی خونه ما هر روز داری بزرگتر و خانمتر میشی 


فدای چشات 10 روزه که پا گذاشتی توی 13 ماهگی 



دیگه کلا خوردنی شدی نمی دونی چقددددددددددددددددددر ماه حرف میزنی یه چیزایی همش با "ل" میگی خیلی شیرین میشی تند تند تکرار میکنی 

عاشق تلفن و الو کردن شدی همش گوشی رو میگیری سمت گوشت و تند تند صحبت میکنی و فکر میکنی اونور خط خاله یلدا هست همش میگی یدا یدا تازه ادای منم در میاری و موفع صحبت کردن راه میری 
فدای تو چقدرم حرف برا گفتن داری یکسره در حال گفت گو و صحبت هستی من نمیدونم یه بچه یک ساله اخه چقدر حرف برا گفتن داره ؟؟؟؟
مسئولین پاسخگو باشن لطفا
تازگیا یاد گرفتی همش عزیزم میگی چند شب پیش برده بودمت حموم از اونجایی که هنوز مشکل شستن سر مبارک و داریم تا رسیدیم به اون مرحله یه بند گریه میکردی و اشک ریزان میگفتی عزیزمممم عزیزممممم
وایی نمک شده بودی 
راستی چند روزی هر دوتاییمون شدیدا مریض شده بودیم شما هم خیلی تب کردی برای اولین بار می دیدم اینجوری تب کنی بی حال می افتادی رو پام منم همش تکونت میدادم الهی بگردم خیلی روزای سختی بود
راستی دو تا دندون ناز دیگه هم به جمع دندونای دیگه ات اضافه شد مبارکه گل نازمممممممم

الان دقیقا نمیدونم چند تا دندون داری خدا شاهده مادر خوبی ام هااااا همش میخوام نگاه کنم مگه میذاری!!!!
دهنتو محکم قفل میکنی فقط در این اندازه میدونم که دندونای بالا در اومده 
خلاصه جونم برات بگه که راه رفتنت عالی شده دخملم و حسابی شیطون شدی یه کارایی میکنی که دیگه بعضی وقتا بابا میگه میخوام بخورمش بیا ببرش طاقت نداررررررم 
چند ورزیه دنه عقب هم یاد گرفتی الهی قربونت برم اروم اروم به سمت عقب میری تا به چیزی بخوری وایمیستی ناناسسسسسس
عاشق اینی که بابایی بگه دنیا بیام بخورمت؟تو هم میگی نه و فرار میکنی اونقدر ذوق میکنی که حد نداره
هر روز که میریم خونه مامانی عادت کردی کفشاتو پات کنم تا توی حیاطشون راه بری تا باباجون هم میاد عادت کردی زودی ببرتت تا برات به به بخره یعنی این کار هر روزه شماست گلم من و خاله یلدا هم به هوای شما هر چی دلمون بخواد میگیم تا باباجون مثلا برای شما بخره
چند روز پیش باباجون میگفت یعنی دنیا می تونه لواشک و پفک بخوره براش بد نیست ؟؟؟
خلاصه به نام شما و به کام ماااااا
راستی چند روزی صبحها تا بابا میخواد بره سرکار شما خیلی شیک و مجلسی یهو از خواب پا میشی و دنبال بابا راه می افتی و صحبت کنان هر جا میره میری فکر کنم قانع اش میکنی تا تو رو هم ببره سر کار
بعدش که بابایی یهو غیب میشه شما هم بعد گریه و زاری و غر زدن به جون من کنارم اروم میایی و میخوابی عسلمممممم

بگم از یه دلبری جدیدت نانازم تازگیا پی به حساسیت من نسبت به کابینت چینی هام بردی تا می بینی من تو اشپزخونه ام بدو بدو میایی سمت کابینت و درش رو نصفه باز میکنی و با خنده و نگاه شیطونت همش میگی ماما ماما تا نگاهت میکنم الکی دستت رو مبری سمت چینی ها تا مثلا منو بترسونی
فدای کارات بشم ولی میدونی که اگه یکی از چینی هام بشکنه چی میشه بد جور کلاهمون میره تو همااااا
هر کسی میاد خونه امون تند تند حرف میزنی و جلوتر راه می افتی و میری سمت اتاقت تا اون هم بیاد دنبالت بعد تابت رو نشون میدی و شعر تاب تاب رو میخونی عسسسسسسسسل



موقع هایی هم که خوابت میاد پستونک رو میذاری دهنت و بالشتت رو میذاری زیر سرت و اروم دراز میکشی تا شاید خوابت ببره
الان که دارم اینا رو مینویسم خیلی اروم نشستی و داری تی وی میبینی و کشمش میخوری و با تصاویر صحبت میکنی
خیلی ماه شدی خیلی خیلی خیلی دلیل بودنمون شدی 
من و بابایی عاشقتیم دخملمممممممم





و بازهم میگم خدا تو رو بخاطر همه زیباییهات شکر خدایا خیلی ممنونتیم که دنیا رو به ما دادی 


و این هم عکسهای گل زندگی من و محمد مهربونممممممممم

این عکس روزایه که شدیدا تب کرده بودی خوشگلمممم

چقدر ماه شدی

تازگیا یاد گرفتی این طوری به پشت خم بشی کلا بدن منعطفی داری مامان


وقتی گلم تو حیاط مامانی راه میره 


به چی فکر مکنی شیشه عمر من؟؟؟

عاشقتییییییییییییییییییییییییم شدیییییییییید






عشق مامان بابا 13 ماهگیت مبارک**** 




