شیرین زبون خونه ما
سلام نقلی من
نفس خانم دیگه این روزا حسابی داری اتیش می سوزونی![]()
هر روز یه کار جدید یاد میگیری و کلی عاشق ترمون میکنی فدای چشات بشم من![]()
![]()
بابایی خیلی باهات بازی میکنه و همیشه تا از سرکار میاد با شما دنبال بازی میکنه و همش میگه وایستا وایستا شما هم خیلی دوست داری و کلی ذوق میکنی و می دویی حالا وقتایی که بابایی نشسته میری جلوشو پاهات رو مثل ژاپنی هاکوچولو کوچولو کنار هم میکشی و تند تند میگی واستا واستا (یعنی بیا دنبالم) یعنی آم کردنی میشی ![]()
![]()
حالا هر جا میریم تا یکی باهات صمیمی میشه زودی جلوش اینطوری رژه میری و تشویقش میکنی به دنبال بازی![]()
همش برا خودت شعر تاب تاب رو میخونی دایما میگی خدا منو نندازی
مثلا عروسکت رو می خوایی ازرو زمین بلند کنی میگی خدا منو نندازی یا میخوایی بدویی میگی خدا منو نندازی چند روز پیش باخانم همسایه رسیدیم جلوی در داشتیم سلام علیک میکردیم که یهویی با لحن خیلی جدی و سوالی به خانم همسایه گفتی خدا منو می ندازه؟؟
خانمه شوک شده بود بنده خدا
کلی خندید ه بود و میگفت اگه من پیشت نبودم یه جوری گازت میگرفت که یه هفته گریه کنی (حالا من نمیدونم این همه ابراز علاقه لازمه ؟؟)
سرگرمی مورد علاقه دیگه ات چرخیدنه اونقدر دور خودت میچرخی تا سرت گیج میره و ولو میشی رو زمین و کلی میخندی
یه سرگرمی جدید دیگه ت اینه که میایی با دستات گردنم رو میگیری و فشار میدی تا من صدای خقه شدن در بیارمو و شما کلی بخندی هر چی بلندتر صدا در بیارم محکمتر گلوم رو فشار میدی ![]()
موقع خوابیدن تازگیا عادت کردی کلی شست پاتو بوس میکنی فکر کنم از پات تشکر میکنی که در طول روز کم نمیاره و حسابی برات تو دوییدن سنگ تموم میذاره 
تو غذاها ماکارونی و سیب زمینی سرخ کرده رو خیلی دوست داری تا هوس میکنی یا میبینی دارم میپزمشون زودی میایی و با کلی ذوق میگی مکرونی یا سیب یمینی 
بابایی بهت درگوشی حرف زدن یاد داده بهت میگیم دنیا بیا یه چیزی در گوشت بگم تو هم زودی گوشت رو میاری جلو و با دقت گوش میدی بعدش کلی به حرفی که شنیدی میخندی حالا حرفه هرچی باشه
![]()
هر کاری هم میکنی زودی به خودت میگی افرین بعد برا خودت دست میزنی خوشم میاد خودت به خودت انرژی میدی 
یه بار بعد افرین گفتنت منم بهت گفتم افرین بالا حالا یاد گرفتی هر کاری که میکنی زودی به خودت میگی افرین بالا
تازگیا تا صدات میزنیم دنیا شما هم درجوابمون زودی میگی دانا یعنی جانا 
تو حرف زدن هم حسابی داری پیشرفت میکنی مثلا نمونه لغاتت :
هیندونه = هندونه
سیب یمینی = سیب زمینی
دوپ = توپ
پاک = پارک
بیشین =بشین
هر چیزی رو هم که میخوایی نمیگی بده بهش میگی بیا
نیمی یام = نمیام (در مواقعی که نمیخوایی ازجایی بری بخصوص خونه مامانی و پارک )
نانا = اهنگ
هر چیز مذهبی مثل مسجد یا عکس قران یا صدای اذان رو ببنی یا بشنوی زودی می گی الله؟؟ بعد براش بوس می فرستی![]()
خلاصه که ماه حرف میزنی
اینم عکسای یه روز جمعه ست که بابایی ما رو برد بیرون و کلی بهمون خوش گذشت
فرداش هم بازم یه شهربازی دیگه و کلی بازی کردی که عکساشو بعدا برات میذارم




اینجا که تو ماشین هستی اولش منو بابایی خیلی دو دل بودیم که بذاریم ماشین رو
سوار بشی اخه ماشینه دو دور روی ریل حرکت میکرد و فقط یه کمر بند الکی داشت و
شما کوچیک ترین بچه ایی بودی که میخواستی سوار بشه اخرش سوارت کردیمو مثل
ماه نشستی تکونم نخوردی بچه های دیگه که بزرگتر هم بودن وسطاش یا بلند میشدن یا گریه
میکردن ولی شما تازه میخواستی یه دور دیگه هم بری فدااااات


و سخن اخر اینکه خدای مهربونم بخاطر همه خوبیهایی که در حقم داشتی خیلی
خیلی سپاسگذارتم



شیرین زبون خونه ما 



